![]() |
![]() |
|
| هر ستاره شبی است که از تو دورم آسمان چه پر ستاره است. |
|
سلام خوبین اومدم یه خبر بدم منو سپیده یه وب گروهی زدیم و دیگه اینجا آپ نمیکنم یه سر بیاین خوشحال میشم http://www.tahnia-tanha.blogfa.com
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 18:51 توسط بهار گوگولی |
|
|
نگاهی به من انداخت و پرسید چند سال داری ؟ به سختی آب دهانم را قورت دادم و گفتم : هنوز بیست سالم نشده . با بی اعتناعی گفت : فکر نکن بچه ای . . . ! چهره ام حالت محزونی به خود گرفت . گفتم : ولی من فکر می کردم سن کمی است . با تعجب ابروانش را بالا انداخت و گفت : ولی از تو کوچکتر خیلی ها هستند . با درماندگی گفتم : اجازه میدهی بروم . . . ؟ خندید و گفت : نه ، عجله کن دیگر باید برویم . . . ! لحظاتی بعد دست من در دست او بود و از روی سر تمام آدمهای اطرافمان گذشتیم جسم من روی خاک افتاده بود . . . !
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 20:14 توسط بهار گوگولی |
|
|
من و تو از یک تبار بودیم ... از طافیه فراموش شدگان ... از قبیله سوته دلان ... من آمده بودم رسم دل انگیز عاشقی را بر روی سینه تو حک کنم اما نشد و تو خوب میدانی که در آن شوره زار بی عاطفه چه کاشتی ... مرا نخواستی ...! من و تو دو خط موازی هستیم که حتی با شکسته شدن من هم به یکدیگر نمیرسیم ... تو به راه خود رفتی و قافله سالار جادها شدی و من سرنوشت خود را میان هزاران راه نرفته گم کردم ... من از نژاد شیشه بودم و شکستنی ... تو از نژاد جاده بودی و رفتنی ... میگن دعای دوست در حق دوست زود گیرا میشه تو هم اگه دوست داشتی برام دعـــــــــا کــــــــــــن ... !
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 20:6 توسط بهار گوگولی |
|
|
. در حساب عشق یک به اضافه یک برابر است با همه و دو منهای یک برابر است با هیچ ... . جاده خوشبختی در دست تعمیره ... دور بزن این اسمش تقدیره ... . آنچه کرم ابریشم پایان زندگی میداند از نظر پروانه آغاز زندگیست ... . اگر تمام شب را در حسرت از دست دان خورشید سر کنی لذت دیدن ستاره ها را هم از دست خواهی داد ... . زیباترین خط منهنی دنیا ... لبخندی که بی اراده روی لبهای عاشق میبنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم ... . من فقط یه اتاق به اندازه یه تنهایی میخوام ... . دیروز و فردا مرا فریب دادند ... دیروز با خاطراتش و فردا با وعده هایش ... . دوست داشتن کسی که سزاوار نیست اصراف محبت است ... . پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ... هروقت تونستی با تیکه های شکسته ی دل یه نفر پازل جدیدی براش بسازی هنر کردی ... . غم در دل تنگ من از آن است که نیست یک دوست که با او غم دل بتوان گفت ... . شیمی نخوندم ولی میدونم اگه عشق نباشه ملکول های هیدروژن و اکسیژن نمی تونن اینقدر محکم همدیگر رو فشار بدن که اشک جفتشون در بیاد ... . هرگز حسرتی در هیچ کجای دنیا این چنین یک جا جمع نمیشود که در همین سه کلمه کوتاه جمع شده است : او دوستم ندارد ... . کاش هزار بار کلمه دوستت دارم جریمه ی مدرسه ام بود ... . باز باران بی ترانه ... گریه هام عاشقانه ... یاد ایام تو داشتن ... میزند سیلی به صورت ... باورت شاید نباشد ... مرده است قلبم ز دستت ...فکر آنکه با تو بودم ... با تو بودم شاد بودم ... توی دشت آن نگاهت ... گم شدم در خاطراتت ... . از تمام دنیا فقط چشمانت را خواستم ... آیا آسمان سهم کوچکی از این دنیاست ... . روزی که دلم پیش دلت بود گره دستان مرا سخت فشردی که نرو ... روزی که دلت به دیگری مایل شد کفشان مرا جفت نمودی که برو ... . غروب شد ... خورشید رفت ... آفتابگردان دنبال خورشید میگشت ... ناگهان ستاره ای چشمک زد ... آفتابگردان سرش را پایین انداخت ...!! آری گلها هیچوقت خیانت نمی کنند ... . چون نتوانستم سخن بگویم ، به خاموشی روی آوردم که یگانه زبان دل است ... . تنها بنایی که اگر بلرزد مستحکم تر میشود دل است ... . عشق را با هیچ تصویری نمی توان نشان داد ... ولی همه از عشق تصویری در ذهن خود دارند ... . عشق و دوست داشتن از پی هم می آیند ... اما هرگز در یک خانه منزل نمیکنند ... . هیچ وقت رازترا به کسی نگو ! وقتی خودت نمیتونی حفظش کنی چطور توقع داری کس دیگه ای برات راز نگه دار باشه ... . مراقب گرمای دلت باش تا کاری را که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکنه ... . گفت : عاشقی مرد بیا به یادش لحظه ای سکوت کنیم ... گفتم : اگر بخواهیم برای عاشقان سکوت کنیم باید عمری ساکت باشیم ... . فقط ستارگانند که بدون منظور چشمک می زنند ... . تجربه معلم بدی است که اول امتحان میگیرد بعد درس میدهد ... . براش بنویس دوستت دارم آخه میدونی آدما گاهی اوات خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن ولی یه نوشته به این سادگی ها پاک شدنی نیست ... گرچه پاک کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره ... ولی تو بنویس ... . فقط موج های دریا هستند که عاشقند ... آره فقط اونا هستند ... با اینکه میدونن اگه برسن به ساحل می میرن بازم بی قراره ساحل اند ... . محبت مثل سکه میمونه اگه بیفته تو قلک قلبت نمیشه درش آورد ... اگر هم بخوای درش بیاری باید بشکنیش ... . مرگ تو مرگ من است ... پس خواهش میکنم هرگز نمیر ... . دل آدما مثل جزیره ای دور افتاده می مونه ... اینکه کی واسه اولین بار پا به جزیره میزاره مهمه و آن کسی که هیچ وقت جزیره را ترک نمیکنه ... .اگر عاشقی گناه است پس روی تابوتم بنویسید گناه کارترین گناه کاران ... . یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره ... . زمان به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست ... بوسیدن قول ماندن نیست ... عشق ورزیدن ضمانت تنها شدن نیست ... . کاش گیتار زندگی هرگز آهنگ جدایی نمی زد ... . زندگی مثل دیکته است هی مینویسی هی پاک میکنی هی غلط مینویسی دوباره پاک میکنی غافل از اینکه یکدفعه داد میزنند : برگه ها بالا ... . به یادگار برای کسی که ... !نه! ... برای به یادگار ماندن روزهای نیامده ی فردا مینویسم تا یادم نرود آنچه را که بودم ... . شادی و غم دو تا خونه کنار هم هستن پس یادت باشه چه جوری شادی کنی که غم بیدار نشه . عاشقت هستم اگر چه هدفی بیهوده است ... دوستت دارم اگر چه سخنی تکراریست ... . تو را چون آرزوهایم دوست خواهم داشت به شرطی که مرا در آرزوی خویش نگذاری ... . عشق زمانی است که درست مثل روزهای بچگی روی جدول پیاده رو راه بروی و بیهوده بخندی ... . فراموش شدگان فراموش کنندگان را فراموش نمیکنند ... . نا امیدی نکشیدی که بدانی چه کشیدم ... . من هنوز به یاد دارم که برای دیدنت دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت ... . گفتی دوستم داری و روی قولت می ایستی ... همین هم شد قولت را زیر پا گذاشتی و روی آن ایستادی ... . برای عشق جنگ کن ولی هرگز اون و گدایی نکن ... . تنهایی رازی را با خود به همراه دارد که هیچکس قادر به درک آن نیست ... . عشق ساکت است اما اگر حرف بزند صدایش از همه بلند تر است ... . کسی رو که دوسش داری آزا دش بزار تا هر جا که میخواد بره ... اگه قسمت تو باشه دوباره پیشت برمیگرده و اگر نه ... . محبت را باید از ماهی آموخت چو از آبش جداسازی بمیرد ... . رد پای اشکهیم را بگیر تا بدانی خانه ی عشق کجاست ... . دیدی گل سرخ وقتی میخواد واسه پروانه ها جا باز کنه دیواره های قلبش نا خواسته ترک میخوره ... من یه وقتایی اونجوری دوستت دارم ... . برایم نوشته بودی ای دوست همه بهانه از توست اما ثابت کردی همه بی وفایی توست ... حالا مینویسم ای بی وفا همه بهانه از توست ... . گاهی لازم است به جای آگهی خرید تلفن ، آگهی یک همراه را در روزنامه چاپ کنیم و زیرش با خط قرمز هشدار دهیم کی به دادم میرسی !!! . یه جا شنیدم یکی میگفت اسم اولین فرشته خدا سارا بوده نه اینکه بگم اون راست نمیگه اما نمیدونم چرا فکر میکنم تو بودی ... . مهربانی را در نگاه منتظر کودکی دیدم که آبنباتش را به دریا انداخت تا آب دریا شیرین شود . بخشندگی را از گل بیاموز ... زیرا حتی ته کفشی را که لگدمالش میکند را خوشبو میسازد . باران ببار که دلم هوای یار کرده ... . تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ... تنهایی را دوست ارم زیرا تجربه کردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ... تنهایی را دوست دارم زیرا در کلبه ی تنهاییم در انتظار خواهم نشست و انتظار کشیدنم را پنهان میکنم ... . تو آمدی رویاهایم را تعبیر کنی اما خود یکی از رویاهایم شدی ... . گهگاه دو خط شعری مینویسم که نا چیز است و گویای همه چیز ... . میگن دعای دوست در حق دوست زود گیرا میشه ... تو هم اگه دوست داشتی برام دعا کن ... . دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم ... شیشه ی قلبم آنقدر نازک شده که با کوچکترین تلنگری میشکنه ... میخوام فریاد بزنم اما واژه ای نمیابم که عمق دردم را در فریاد منعکس کند فریادی در اوج سکوت که همیشه برای خودم سر دادم ... . عشق از نظر مدیر مدرسه اخراج عاشق از مدرسه است ... . در حسرت یک لبخند سالهاست که می گریم ... . یک روز عشقت را دزدیم و برای اینکه جای مطمئنی داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم غافل از اینکه روزی برای پس گرفتن آن قلبم را خواهی شکست ... . سعی ن تنها باشی : زیرا تنها به دنیا آمدی و تنها از دنیا میری ... . آروم آروم بازی بازی زندگیم دادی به بازی ... ما که باختیم و تموم شد الهی که خود نبازی . من آن شاه سفید تنهاییم که در هجوم مهره های سیاه بی پناه مانده است ... . میخوام روی سنگی بنویسم دلم برات تنگ شده ... آرزو میکنم یکی از اون سنگها به سرت بخورد تا بفهمی که دلتنگی چقدر سخته .... . دوست داشتن مثل بمبی میمونه که در وجود آدمها منفجر میشه ... هیچی براشون از زندگی نمی زاره ... ولی از همه بدتر این که جای ترکش هاش همیشه رو قلبت میمونه ... . به من گفت بیا ... به من گفت بمان ... به من گفت بخند ... به من گفت بمیر ... آمدم ... ماندم ... خندیدم ... مردم ... . در زندگی سه چیز را دنبال کن : دوست داشتن را برای یک تجربه ... عاشق شدن را برای یک هدف ... . کاش دوست داشتن را هیچوقت تجربه نمیکردم ... تجربه تلخی بود ! . بی وفایی قابل بخشش است ولی فراموش شدنی نیست ... . همیشه در کوچه بن بست دری است که به سوی خدا باز است ... . مترسک را دوست ندارم زیرا پرنده ها را میترساند ... مترسک رو دوست دارم چون تنهایی را در میکنه ... . سلها پیش از کنار دریا عبور کردی اما هنوز امواجش برای بوسیدن جای پایت می آیند و می روند ... . دوست داشتن همیشه گفتن نیست ... گاه سکوت است و گاه اشتباه ... . تو بگو وقتی خواب بودیم چه کسی مداد رنگی را برداشت و فاصله ها را پر رنگ کرد ... . عشق رو میشه تو دستای زحمتکش پدردید ... و توی چشمان نگران مادر ... نه تو دستای منتظر یک غریبه ... . هیچگاه برای کسی که نگاهت را نمیفهمد گریه نکن ... . عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق که با یک ببخشید تموم میشه ... . میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی ... ولی هیچوقت نمیتونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها از چشمات جاری میشه ... . تا حالا دلتنگ کسی شدی ... میدونی دلتنگی چیه ... اونم از بدترین نوعش ... بزرگترین دلتنگی اینه که بدونی کسی که دوسش داری هیچوقت مال تو نمیشه ... بدونی یه روز از کسی که خیلی دوسش داری باید جدا بشی ... . برای هزارمین بار پرسید تا حالا شده من دلت رو بشکنم ... منم برای هزارمین بار به دروغ گفتم نه ... تا دلش نشکنه ! . خواستم برای از دست دادنت اشک بریزم دیدم تمام اشکهایم را برای بدست آوردنت ریختم . گرفتار سنگینیه سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است . . عشق مثل هوایی است که استشمام می کنیم ... آن را نمی بینیم اما همیشه احساس و مصرفش می کنیم و بدون آن خواهیم مرد ... . گفتمش دل میخری ؟ پرسید : چند ؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند ... خنده کرد و دل ز دستانم ربود ... تا به خود باز آمدم رفته بود ... دل ز دستش روی خاک افتاده بود ... جای پایش روی دل جا مانده بود ... . یه نفر ... یه جایی ... تمام رویاهاش لبخند توست و زمانی که به تو فکر میکنه احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه ... پس هروقت احساس تنهایی کردی این حقیقت را به خاطر بسپار که یه نفر ... یه جایی ... در حال فکر کردن به توست ... . اگه قرار باشه ظرف بیست و چهار ساعت دنیا به پایان برسه تموم خط های تلفن و تالار های گفتگو و ایمیل ها اشغال میشه ... پر میشه از جملات " از اینکه رنجوندمت معذرت میخوام ... منو ببخش ... تو را عاقانه می پرستیدم ... مراقب خودت باش " اما بین این همه پیام یکی از همه تکون دهنده تره " همیشه عاشقت بودم ولی هیچوقت به تو نگفتم " . خواستم عشق رو تودستام بگیرم ولی جا نشد ... پس گذاشتمش تو جیبم ولی جا نشد ... تصمیم گرفتم ببرمش تو اتاق ولی بازم جا نشد ... بنابراین یه خونه براش گرفتم بازم جا نشد ... گفتم حتما تو کره زمین جا میشه ولی جا نشد ... پس گذاشتمش تو قلبم حالا دیگه جاش خوبه ... تازه میفهمم اینکه میگن دل آدم میتونه از دنیا هم بزرگتر باشه یعنی چی ... . دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم ... کاش میشد سرنوشت را با آن روزهای شیرین عجین کرد ... بغض گلویم را میفشارد ... کاش میشد سرنوشت را از سر نوشت ... . دوست دارم چشمانت دریا شوند تا من در آن غرق شوم ... ولی اگه قرار باشه چشمان من دریا شوند تا تو در آن غرق شوی چشمانم را میبندم و روی آن می نویسم " دریا تعطیل است " . آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همینجاست بخند ... آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند ... دستخطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذیه ماست بخند .... فکر کن درد تو ارزشمند است فکر کن گریه چه زیباست بخند ... صبح فردا به شبت نیست که نیست تازه انگار که فرداست بخند ... راستی آنچه را که یادت دادیم پر زدن نیست که درجاست بخند ... آدمک نغمه ی آغاز نخوان به خدا آخر دنیاست بخند ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 19:10 توسط بهار گوگولی |
|
|
گفت : میخوام برات یادگاری بنویسم . گفتم : کجا ؟ گفت : روی قلیت ! گفتم : باشه ، بنویس تا همیشه یادگاری بمونه ... یه خنجر برداشت ... گفتم : این چیه ؟ گفت : هیس ! ساکت شدم ... گفتم : بنویس چرا معطلی ؟ خنجر رو برداشت و با تیزی خنجر نوشت : دوستت دارم دیوونه ! اون رفته ... خیلی وقته ... کجا ... نمیدونم ... اما ... هنوز زخم خنجر یادگاریش رو قلبم مونده ...!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 16:24 توسط بهار گوگولی |
|
|
سلام ... خوبید ... چه گرد و خاکی گرفته اینجا رو ... من برگشتم ... طاقت نداشتم دیگه آپ نکنم . مرسی که تو این مدت که نبودم برام نظر گذاشتید و ابراز ناراحتی کردید ... سال نو رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم که سال خوبی داشته باشید ... دیگه اینکه دوستون دارم ... فدای شما بهار گوگولی ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 15:52 توسط بهار گوگولی |
|
|
از اینجا که پر از غمه خسته شدم میخوام برم قلبم رو که دادم به تو دیگه باید پس بگیرم موندن هرگز خداحافظ دیگه میرم اگه یه روز دردای دنیا بریزه تو قلب من ستاره ها خاموش بشن تو آسمون شب من من میمیرم دیگه میرم خداحافظ دیگه رفتم پایان ثانیه منم هرجای ساعت ببینمت عقربه هاشو میشکنم حتی نشد واسه یه بار من بدی هاتو خوب کنم دل میسوزه ازم نخواه بیشتر از این اسیر این قفس باشم هیچی نمونده از دلم خاکستر دو آتیشم ریزه ریزه دل میسوزه خسته شدم دلم گرفته این روزا غم خونه کرده تو صدام بارون غصه انگاری میباره تو ترانه هام عاشق بودم خسته شدم دیگه میرم گریه نکن خسته شدم دل بیا بریم از عشق دیگه نگیم درد عشقی که کشیدیم جز خدا به کسی نگیم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 19:27 توسط بهار گوگولی |
|
|
بالاخره پدرش به ازدواجش رضایت داد .
می خواست این خبر را هر چه زود تر به آرش بدهد .
در را بست و وارد کوچه شد ، ناگهان صدای آرش را از پشت سرش شنید .
نزدیک بود بال دربیاورد ، رویش را برگرداند .
سوزش عجیبی وجودش را فرا گرفت .
آخرین تصویری که در ذهنش نقش بست تصویر آرش بود که ظرفی از اسید در دست داشت . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 16:4 توسط بهار گوگولی |
|
|
عشق را با هیچ تصویری نمیتوان نشان داد ... ولی همه تصویری از عشق در ذهن خود دارند ... نور دلیل تاریکی بود ، سکوت دلیل خلوت ، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی ...
رازت را به چشمانت هم نگو! زیرا میگرید و راز نگه دار نیست ...
رگز حسرتی هیچ کجای دنیا این چنین یک جا جمع نمی شود که در همین سه واژه کوتاه جمع شده : " او دوستم ندارد... ! "
هست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد ... هست آن است که هر لحظه به یادت باشد ...
کاش هزار بار کلمه دوستت دارم جریمه مدرسه ام بود ...
بازم این دل شکسته ام رو میندازم زیر پات تا قشنگ بتونی خردش کنی...
از تمام دنیا فقط چشمانت را خواستم ... آیا آسمان سهم زیادی از این دنیاست ...!؟
تنها بنایی که اگر بلرزد مستحکم تر می شود ، دل است ...
عشق را با هیچ تصویری نمیتوان نشان داد ... ولی همه تصویری از عشق در ذهن خود دارند ...
|